تبليغاتX
! بشولش


! بشولش

(با کسر ب و لام!)

از امتحان میای بیرون.اولین نفری که می بینتت محکم بغلت میکنه! راسی چقد دلت واسش تنگ شده بود!

بعدی: سلاممممممم! بهتر شدی؟ امتحانتو خوب دادی؟

با یه لبخند میگی :سلام! اره بهترم! دیگه عطسه نمیکنم! امتحانم آسون بود.

بعدی: سلامممممممممممم! چطوری بابا؟ دماغشو قرمز شده! امتحانتو خوب دادی؟

با یه لبخند میگی :سلام! خوبم! 70 درصد آب بدنم از دماغم تخلیه شد! امتحانم آسون بود.

بعدی: سلامممممممم.........

.......

چقدر همشونو دوس داری! داری به این فکر میکنی که به خیلی هاشون آخرین باریه که سلام میکنی! بغضتو می خوری!

میری سالن مطالعه پیش دوست جونا! 5تایی شونو بغل میکنی! فقط یه روزه که ندیدی شون! و عزیز ترینشونو دیگه نخواهی دید! بغضتو می خوری! سعی میکنی آخرین روز رو خراب نکنی...

...داری حرف میزنی که آخر طاقت نمیاره و میگه گند زدم!

ای خدا! چی میشد گاهی له کردن آدما ثواب داشت!

گاهی وقتا دلم میخواد با این پتکای آهن گری بعضی چیزا رو خرد کنم! مانیتورو شایدم مودمو! مخ اونو+ گوشی شو+ کامپیوتر خراب شده شو+ اون روحیه نوع دوستی مزخرفشو + هنگ کردن خودم در بعضی موارد+ فکشو که وقتی باید نمی ناله + جمجه شو که وقتی باید فکر کنه نمیدونم داره چه غلطی میکنه! مغزشو قورت داده حتما اون موقع! آخه رژیم داره!

دارم فکر میکنم واسه ما بعضی چیزا چقد چیزه! اما واسه بقیه اصلا چیز نیست! دارم فکر میکنم من واقعا یه مغز مجازیم و خودم نمیدونستم؟!

.....

هوس ساندویچ گنده ی خوشمزه ی چرب و پر ملات میکنی! با شکموی همیشه پایه ساندویچ می خری! برای اولین بار در تاریخ زندگیت یه ساندویچ کامل می خوری! آخه آخرین روزه!

....

روی طومار یادگاری می نویسی براش! میگی ممنونی ازش! به خاطر همه ی زحمتاش! آخه آخرین روزه!

....

تنهایی باید برگردی. برای پرکردن جای خالی آدما mp3 میذاری تو گوشت! تازه به محاسنش پی میبری چون دیگه تیکه های جوجه فکلی ها رو نمی شنوی! خالی بندی ها رو نمی شنوی! خنده های تو خالی رو نمی شنوی! فقط می شنوی:

گریه کن گریه قشنگه...گریه سهم دل تنگه...گریه کن گریه غروره...مرهم این راه دوره...سر بده آواز هق هق...خالی کن دلی که تنگه...گریه کن گریه قشنگه.../بذار پروانه ی احساس دلتو بغل بگیره...بغض کهنه رو رها کن...تا دلت نفس بگیره...نکنه تنها بمونی، دل به غصه ها بدوزی...تو بشی مثل ستاره...تو دل شبا بسوزی...گریه کن گریه قشنگه...

بازم دلت می خواست اون پتک رو داشتی تا بعضی ها رو با زمین یکی می کردی! خسته شدی انقد دیدی و گفتی...و نگفتی و...

میشنوی : خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت/ بس که ترانه خوندمو رسم زمونه برنگشت....

داری فکر میکنی چرا نشد باهاش خداحافظی کنی...آخه آخرین باری بود که با هم بودین...آخه آخرین روز بود...

می شنوی: رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم/ بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم

هم ترانه یاد من باش...بی بهانه یاد من باش...وقت بیداری مهتاب...عاشقانه یاد من باش

کلید میندازی...در قفله! آه از نهادت بلند میشه...قراره یکی دو روز تنها باشی! چه چیزه گندیه این تنهایی...حتی واسه یه روز

میشنوی: عجب ای دل عاشق / توام حوصله داری / تو این سینه نشستی / هزارتا گله داری / یه روز عاشق نوری / یه روزی سوت و کوری / یه روز مثل حبابی / یه روز سنگ صبوری / پر از شک و هراسی / همیشه بی حواسی / پر از حرفی و خاموش / یه قصه و فراموش / پر از راز نگفته / یه کوله باره بر دوش....

کوله تو می ندازی گوشه اتاق...این دومین وبلاگیه که در مورد اسرائیل و فلسطین نوشته...و تو داری  می شنوی:

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته / جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته / جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست / جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست / نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره / دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمیذارهههههههههه / همه آزاده آزادن همه بی درده بی دردن / تو روزنامه نمی خونی نهنگا خودکشی کردن.........

Mp3رو پرت میکنی اون ور اتاق...آخه امروز آخرین روزه...

نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 18:43 توسط بشولنده!|


Design By : Night Skin