تبليغاتX
! بشولش


! بشولش

(با کسر ب و لام!)

.: یا رحمان :.

 

به دلایل بسیار بسیار عدیده...حذف!

نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 21:54 توسط بشولنده!| |

-سرطانه؟

-نه!

-واسه کمبود آهنی کلسیمی چیزی نیست؟

-نه!

-عفونی نیست؟

-نه!

-اه! پس چیه این مرض مزخرف تو؟

-پیش هر دکتری رفتم گفت دیگه...دیگه امیدی نیست...دیگه راهی نیست...دیگه...

اما من خودم میدونم! خودم میتونم تشخیص بدم! اونا دکتر این مرض من نیستن! هیچ کدومشون! فقط یه متخصص داره!

-حتما ازینا که باید 6ماه قبل وقت بگیری و دو شبانه روز بشینی تو نوبت؟!

-نه! همیشه هست! همیشه مریض میگیره! منتظرم نمیشی! حتی یه دقیقه!

-تو چی میگی؟!!!

-میدونی دردم چیه؟ میدونی اینکه داره وجودمو می خوره چیه؟ میدونی اینکه اگه درمون نشه من تموم میشم چیه؟

نه سرطان نیست! غده نیست که رشد کنه! عفونی هم نیست که بزنه داغون کنه! کمبود هیچی نیست هیچی! این فقط یه آلزایمره! مزمن هم نیست! درمان داره می دونم! اما اینم می دونم که اگه زودتر درمان نشه میشه عفونت! میشه غده! ریشه مو میزنه!

 

خدایا آلزایمره! اونم آلزایمره تو! درمونش میدونم یه آمپوله! آمپولی که فقط پیش خودته!

خایا ماهی یه دونه بزنم؟ هفته ای یه بار؟ هر روز؟ اصلا خودت که دکتری! خودت نسخه بپیچ!

خدا نکنه آلزایمرم مزمن بشه! اون شکلی دیگه از الانم بدبخترم

خدا یعنی این مریضیه چی آخه؟! این همه محرم و فاطمیه و رمضون و عرفه و ....من بازم تورو یادم میره! انگار تا هر روز دعای عهد یا عاشورا نخونم هیچ دارویی کارساز نیست! اخه روزانه شدنش هم یه جور دیگه...

جنبه ندارم سالم و سلامت بدون هیچ دردو مشکلی زندگی کنم و تو از یادم نری! 

خدا تو که با یه چیز کوچولو یادم می افتی ولی خب همون هم...بعضی وقتا...تا حالا شده نماز بخونی اما دلت واسه نماز تنگ بشه؟! من واقعا یه مریضی گرفتم! نماز می خونم اما این نمازا....

خدایاااااااااااااا دلم فقط خودتو می خواد اما اینجا ها پیدا نمی کنمت

 

                                                     

 

+تو پناه منی وقتی که راه ها با همه وسعتشان و زمین با همه ی گستردگی بر من تنگ می شود! (دعای عرفه)

 

هر روز
شيطان لعنتي
خط هاي ذهن مرا
اشغال مي كند
هي با شماره هاي غلط ، زنگ مي زند،‏ آن وقت
من اشتباه مي كنم و او
با اشتباه هاي دلم
حال مي كند.
ديروز يك فرشته به من مي گفت:
تو گوشي دل خود را
بد گذاشتي
آن وقت ها كه خدا به تو مي زد زنگ
آخر چرا جواب ندادي
چرا بر نداشتي؟!
يادش به خير
آن روزها
مكالمه با خورشيد
دفترچه هاي ذهن كوچك من را
سرشار خاطره مي كرد
امروز پاره است
آن سيم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره مي كرد.
×××
با من تماس بگير ، خدايا
حتي هزار بار
وقتي كه نيستم
لطفا پيام خودت را
روي پيام گير دلم بگذار.
×××
عرفان نظر آهاري

 

نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 21:23 توسط بشولنده!| |


Design By : Night Skin