! بشولش
(با کسر ب و لام!)
یا رب العالمین سلام عرضم به حضورتون که ما مشهد بودیم! نایب الزیاره همه ی دوستان. شب قبل رفتن یکی گفت اگه دعا نکنی مشغول الذمه ای!!! شما هم دعا کنید که دعای ما قبول حق باشه... خیلی چسبید، خیلی زیاد. کم بود و گزیده بود چون در!! خیلی هم خلوت بود. تا جلوی ضریح (به غیر اون گرداب وحشت ناک اون جلو بذارین از اول بگم. با ماشین رفتیم البته به پیشنهاد بنده( که در راه برگشت واقعا به خود فحش میدادیم با این پیشنهادمان پارک خیام کاملا دو قسمت بود.یه قسمت کثیف و زشت و بی آب و علف از اونجا رفتیم مقبره ی عطار و کمال الملک. ابتدای ورودی پدر جان 3 بلیت خریدند و گفتند بنده را زیر هفت سال محاسبه نموده و مجانی راه می دهند!! اونجا هم زیبا و بسیار دل انگیز بود، مخصوصا با نوای صدای استاد افتخاری با صفاتر هم شده بود. قبر یه خاورشناس اجنبی هم اونجا بود! گفته بود تو ایران خاکش کنن! مثل یه خاورشناس که به احمدی نژاد گفته زیر سی و سه پل خاکش کنند! ملت اونجا شتر سواری می کردن!! یک هیبتی داره این شتر که نگو!! من از دور داشتم سکته میزدم راسی توی راه یه جا دستشوی و مسجد و اینا بود، تقریبا خرابه بود، بعد نمی دونم چرا تلقی 3تا شتر مرغ هم اونجا بود!!! با خرگوشا توی یه جا زندگی می کردن!! بلا نسبت شماها یک هیبتی زشتی داره این نعمت خدا!گنده...بد ریخت...پاهاش خیلی زشته...نمی دونم چه جوری خوشمزه ست! و اما مشهد...خیلی دوس ندارم از زیارتش بگم! تنها تنها حالش بیشتره! +روز اول داشتم دقیقا با خودم فکر می کردم چه جالب که دیگه کسی توی حرم خدا رو شکر سیگار نمیکشه، ملت این یه جا خودشونو نگه داشتن. +بین صحن جمهوری و انقلاب داشتن یه چیزی می ساختن که سقف و راه و پله هاش معلوم بود، از یه خادم پرسیدیم این چیه گفت پله ست آقا!! خیلی ممنونیم! خواستیم پیشنهاد بدیم شماها که استراحتگاه ساختین یه سالن برگزاری مراسم هم وسط صحن جمهوری می ساختین، کلی در آمد داشت به خدا! +شب آخر که از شب تا نماز صبح تو حرم بودیمو خیلی صفا کردیم چون خیلی خلوت بود و...اینا٬ یه کاروان از یه مدرسه دخترونه اومدن نشستن جلوی گنبد٬ روحانی کاروانشون هم براشون زیارت جامعه می خوند...بعد دعا آخونده بلند شد رفت جلو جمع شروع کرد از فضایل نماز شب گفتن و بعدم طریقه خوندنشو گفت و گفت سریع بخونید اگه می خواید چون چیزی به نماز صبح نمونده...حرفش تموم شد...چشمتون روز بد نبینه +جای باز همون بعضیا خالی رفتیم که مثل همیشه یه شاندیزی طرقبه ای عنبرانی پ ه م:یه خاطره هم بگم......هییییییییییییییییییییییییییییییس تلاش نکنید فقط همسفرم می فهمه!
جا بعضیا خالی! جای بعضیا خیلی بیشتر خالی!
منم از ترس هر دفعه که می رفتم حرم همه رو دعا می کردم. با جون آدم بازی می کنن!
گفتم مدرک بیارم نگین دعا نکردی و ...حوصله منت کشی و قهر و اینا نداریم
البته مدرکش فقط مخصوص بچه های نته ها!
) به راحتی و بدون هیچ هل و فشاری میشد رفت. من که دیگه انقد از خلوتی جو گیر شده بودم گوشی رو در آوردم ریلکس وایسادم عکس بگیرم.
بنده خدا خادمه عین این برق گرفته ها گفت خانوم چی کار می کنی؟!! تازه فهمیدم خدایی دم ضریح دیگه نمیشه عکس گرفت![]()
). واسه همین رفتیم سر راه یه سری به اهل ادب و هنر و فرهنگ این مرز و بوم زدیم.
و ... یه قسمت خوشگل و تر وتمیز و پر گل و درخت!
راسی چرا یه کوچولو که از شهرها دور میشیم انقدر سطح فرهنگ آدما میاد پایین؟!! واقعا آدم تعجب میکرد یه سری مسائل پیش پا افتاده و اولیه رو آدما انجام نمی دادند! خلاصه که با حالت تهوع نهارو زدیم به بدنو رفتیم اون ور خوشگل که خود مقبره ابوالفتح جون توش بود. 600 تا عکس هنری گرفتیمو کلی حال کردیم و نزدیک بود یادمون بره یه فاتحه بخونیم! ولی واقعا بنای زیبایی داره! محیط اطرافش هم خیلی شیک و خوشگله.

زیر هفت سال!
میگم من حافظ منافع اقتصادی خانواده ام![]()

![]()
![]()

یه خورده حواشی رو براتون میگم. 
بعد روز دوم از صحن که اومدیم تو خیابون اخوی فرمودن نمیتونه 2 دقیقه صبر کنه پاشو ازین حرم بذاره بیرون بعد سیگارشو روشن کنه!
بعد روز آخر رسما یکی توی خود صحن داشت سیگار می کشید!!! جلو چشم امام رضا ! دودشم تو حلق زائرا! آخه آدم نمیدونه...![]()
از یکی دیگه پرسیدیم گفت قراره یه استراحتگاه بسازن زیر صحن انقلاب واسه خواب و...!!! خیلی مزیت داره اما احتمالا خیلی سختی و مشکلات به بار می آره!
آقا ما دو تا نماز مغرب تو صحن جمهوری خوندیم 600تا عروس دوماد عقد کردن! خیلی باحال بود خدایی! یکی از دومادا که من گفتم هر لحظه احتمال آنفاکتوسش هست! از خوشحالی داشت میمرد! نیشش داشت
...آره خلاصه! حالا یه زنه اون وسط دعوا با فامیل عروس داماد که چیزی ازتون کم نمیشد یه ذره نقل می آوردین به مردم می دادین!!! اونا قسم و آیه به خدا گرفته بودیم ولی دم در اجازه ندادن بیاریم! ![]()
...کل زنایی که تو صحن انقلاب بودن ریختن سر آقاهه سوال پشت سوال
...یعنی من از خنده ولو شده بودم! آقا نمازای آخرش چی بود...شفع و وتر...چی؟...شفع با عین خانوم، وتر هم با ت دو نقطه....هنوز اون نرفته اون یکی...این نمازای آخرش چی بود...میشه یه بار دیگه بگین...همشو باید بخونیم...ببخشید آقا...یعنی آقهه رسما به غلط کردن افتاده بود بنده خدا... به قول اخوی...این خانوما...لا اله الا الله
![]()
چیزی بزنیم به بدن که با موضوعی بس عجیب بر خوردیم! این مشهد چرا اصلا مسیراش تابلو نداره؟!! یعنی میشد کیلومترها می رفتی اما دریغ از یه تابلو! یعنی بدبختی کشیدیم تا رسیدیم! موضوع جالب بعدی اینه که توی مشهد به جای همه ی میدون ها و خیابون ها و چهارراه ها و کوچه ها و بن بست ها و....تا دلت بخواد بلوار هست! یه مسیر بود اسم بلوار هاش این شکلی بود : بلوار معلم بلوار دانش آموز بلوارفارغ التحصیلان!!! احتمالا بعدیش میشد بلوار آموزش پرورش...![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از اینجا
| Design By : Night Skin |

